گنج

شمارهٔ ۱۶

تو حق‏شناس نئی ای عدو خطا اینجاستچو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
سری به دنیی و عقبی فرو نمی‏آمدچرا که دوستی اهل بیت در سر ماست
در اندرون من خسته دل خیال امامخموش کرد مرا و به خویش در غوغاست
دلم ز پرده برون شد کنون امیدی هستاگر ز ناله و فریاد کار ما بنو است
به هر طرف من سرگشته چند پویم، چندره دیار امام زمان کجاست، کجاست
نبود میل جهانم ولیک در نظرمامید آمدن او چنین خوشش آراست‏
چو شعله زاتش شوقت مدام سوزد فیضکه آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست