شمارهٔ ۱۳۹
طفیل نور امامند آدمی و پریارادتی بنما تا سعادتی ببری
چو مستعد نظر نیستی وصال مجویکه جام جم نکند سود وقت بیبصری
بکوش خواجه و خالی مباش از غم اوکه بنده را نخرد کس به عیب پرهنری
بیا و جنت طوبی بخر به مهر امامدر این معامله غافل مشو که حیف خوری
مرا در این ظلمات آنچه رهنمائی کردنیاز نیم شبی بود و گریه سحری
ز هجر وصل تو در حیرتم چه کار کنمنه در برابر چشمی که غائب از نظری
ز من به حضرت مهدی که میبرد پیغامکه در فراق تو آموخت فیض نوحهگری