گنج

قصیدهٔ ۱ - آفرینش ارواح ائمه هدى و قصه حضرت آدم و حوا

۱۰ بیت
ارواح در ازل به سراپرده بقابودند متحد همه بر ذروه علا
این ‏جان ما که هست در این خاکدان غریبآسوده بود در حرم پاک کبریا
آزاده بود از پس و پیش زمان و وقتفارغ ز احتجاب حضور مکان و جا
از تن اثر نبود در اطوار آب و گلاز دل خبر نه از اثر آتش و هوا
بودیم غرق نور مجرد ز قید تنبودیم در حضور منزه ز اختفا
از باده ظهور لقای حبیب مستفارغ ز خویش و محو در اطوار کبریا
مدهوش حسن ساقی خمخانه الستبیهوش نشأه می بی‏ساغر بلی‏
اول کسی که جلوه نمود از حجاب غیببگشود بر رخش در ایجاد را خدا
قفل از در خزانه به نامش گشوده شدگردید جلوه ‏گر ز سراپرده خفا
نور محمد و علی و اهلبیت بوددر کار آفرینش از ایشان شد ابتدا