گنج

غزل شمارهٔ ۶۳۵

وه که جان یا تنم نمیدانماین توئی یا منم نمیدانم
خویش را از تو فرق نتوانمدوست از دشمنم نمیدانم
با منی و ز فراق میسوزمگلشنم گلخنم نمیدانم
روی و زلف تو قبله‌ام شب روزکافرم مؤمنم نمیدانم
خم ابروی تست یا محرابرهبر از رهزنم نمیدانم
جامه دانم که میدرم بر تنجیب از دامنم نمیدانم
محو در عشق تو شدم چون فیضعشق تو یا منم نمیدانم