غزل شمارهٔ ۴۰۴
عشق بدل گاه درد گاه دوا میدهدجمله امراض را عشق شفا میدهد
گاه دوا را دهد خاصیت درد و غمگاه دگر درد را طبع دوا میدهد
این صدف چشم من گاه گهر ریختنهمچو دل بحر و کان داد سخا میدهد
هست درو بحرها موج زنان وین عجببحر بود در صدف عشق چها میدهد
دم بدم اندوه و غم بر سر هم مینهمباز دل تنگ را وسعت جا میدهد
حاصل ایام عمر هر چه بود غیر دوستدین و دل و عقل و هوش کل بفنا میدهد
هر دمی از فیض جان گیرد و بازش دهدآنکه ستاند دگر باز چرا میدهد