گنج

غزل شمارهٔ ۳۹۴

شود شود که دلم سوی حق ربوده شودبجذبهٔ همه اخلاق من ستوده شود
شود شود که روان سوی حق روان گرددبساق عرش دو دست امید سوده شود
شود شود نفسی دیدهٔ دلم در عرشبناز بالش برد الیقین غنوده شود
شود شود که رسد بوی حق ز سوی یمنچنانکه هوش ز سر جان ز تن ربوده شود
شود شود که بجائی رسم ز رفعت قدرکه آسمان و زمینم چو دود توده شود
شود شود که مصیقل شود بعلم و عملغبار شرک ز مرآت جان زدوده شود
شود شود که عبودیتم شود خالصبصدق بندگی اخلاصم آزموده شود
شود شود که نسیمی ز کوی دوست وزدز روی چهرهٔ جان پرده‌ها گشوده شود
شود شود که بر افتد حجاب نا سوتمجمال شاهد لاهوتیم نموده شود
شود شود که بمفتاح عشق و دست نیازدری ز عالم غیبم بدل گشوده شود
شود شودکه کشم سرمهٔ ز نور یقینبود که بینش چشم دلم فزوده شود
شود شود که شود فیض یکنفس خاموشبود ز عالم بالا سخن شنوده شود