غزل شمارهٔ ۳۵۶
افلاک را جلالت تو پست میکنداملاک را مهابت تو پست میکند
هر جا دلی که عشق تو در وی کند نزولهوشش رباید و خردش مست میکند
مر پست را عبادت تو میکند بلندمر نیست را ارادت تو هست میکند
جان را ز آسمان بزمین لطفت آوردلطف خفی شمارهٔ هر مست میکند
علم رسا احاطه ذرات کایناتتا قدر او بلند شود پست میکند
سازد ز نطفه قدرت تو صورت عجبتا جان کند شکار ز تن شست میکند
تا دیدهاش گشاید در ظلمت افکندتا سر بلند گردد پا پست میکند
بر اهل خیر چون بگشاید دری بهشتبر دوزخ آن گشاد دری بست میکند
آزاری ارچه میرسد از گردش سپهرلیکن تلافی چو دلی خست میکند
جای حوادث است جهان بلند و پستگاهی کند بلند و گهی پست میکند
بیماریی چو دست دهد یا عدو دعاسعی طبیب و کار زبر دست میکند
هر دم که فیض میل جهان دگر کنددستش گرفته است تو پا پست میکند