غزل شمارهٔ ۲۶۲
خوشا آنکو انابت با خدا کردبحق پیوست و ترک ماسوا کرد
خوشا آنکو دلش شد از جهان سردگذشت از هر هوس ترک هوا کرد
خوشا آنکسکه دامن چید از غباربیار واحد فرد اکتفا کرد
خوشا آنکسکه فانی گشت از خودز تشریف بقای حق قبا کرد
خوشا آنکو در بلا ثابت قدم ماند بجان و دل بعهد او وفا کرد
خوش آنکو لذت دار الفنا رافدای لذت دار البقا کرد
خوش آن دانا که هر دانش که اندوختیکایک را عمل بر مقتضا کرد
خوشا آنکو بحدس صایب عقلمهم و نامهم از هم جدا کرد
خوشا آنکو به تنهائی گرفت انسچو فیض ایام بگذشته قضا کرد