غزل شمارهٔ ۱۳
یارا یارا ترا چه یارا تا دل بربایی اذکیا را
این دلبری از تو نیست بالله این فتنه ز دیگریست یارا
آنکسکه نگاشته است نقشت بر صفحهٔ نیکویی نگارا
در پردهٔ حسن توست پنهان دل میبرد از بر آشکارا
از خال و خطت کتاب مسطور داده است بهدست دیده ما را
تا درنگریم و باز خوانیم در روی تو سورهٔ ثنا را
هر جزو تو آیتی ز قرآن هر شیوه ستایشی خدا را
هر جلوهٔ تو کند ثنایی در پرده جناب کبریا را
آیینهٔ حسن تو نماید بی صورت و بی جهت خدا را
از فیض کسی دگر برد دل تو بیخبری ز دل نگارا