گنج

غزل شمارهٔ ۱۰۶

خمار گشت مرا ساقیا شراب کجاست نکرد چارهٔ این درد دُرد ناب کجاست
شکیب و صبر مفرما نماند صبر و شکیب مزن زتاب و توان دم توان و تاب کجاست
چو نام او شنوم دل در اضطراب آید دلست مضطرب آن جان اضطراب کجاست
شباب عمر بود وصل یار و هجران شیب زشیب هجر بجان آمدم شباب کجاست
دلم گرفت درین خاکدان تیره و تنک کجاست روزنه این باب حجره را و کجاست
گرفت لشکر غم ملک دل بیا مطرب نی و کمانچه چه شد عود کور باب کجاست
بیار فیض بخوان از کتاب خود غزلی مگر دلم بگشاید بیا کتاب کجاست