گنج

بخش ۸ - گفتار اندر فراهم آوردن کتاب

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۱۸ بیت
سخن هر چه گویم همه گفته‌اندبَرِ باغِ دانش همه رُفته‌اند
اگر بر درختِ برومند جاینیابم که از بَر شدن نیست رای
کسی کو شَوَد زیرِ نخلِ بلندهمان سایه ز او بازدارَد گَزَند
توانم مگر پایه‌ای ساختنبَرِ شاخِ آن سروِ سایه فکن
کز این ناموَر نامهٔ شهریاربه گیتی بمانم یکی یادگار
تو این را دروغ و فَسانه مَدانبه رنگِ فُسون و بهانه مَدان
از او هر چه اندر خورَد با خِرَددگر بَر رَهِ رمز و معنی بَرَد
یکی نامه بود از گَهِ باستانفراوان بِدو اندرون داستان
پراگَنده دَر دستِ هَر موبَدیاز او بَهره‌ای نزدِ هَر بِخرَدی
یکی پهلوان بود دهقان‌نژاددلیر و بزرگ و خردمند و راد
پژوهندهٔ روزگارِ نَخُستگذشته سخن‌ها همه باز جُست
زِ هر کشوری موبَدی سال‌خَوردبیاورد کاین نامه را یاد کرد
بپرسیدشان از کیانِ جهانوزان نامدارانِ فرخ مَهان
که گیتی به آغاز چون داشتندکه ایدون به ما خوار بگذاشتند
چگونه سَر آمد به نیک اختریبر ایشان همه روزِ کُندآوری
بگفتند پیشَش یکایک مَهانسخن‌های شاهان و گشتِ جهان
چو بشنید از ایشان سِپَهبَد سَخُنیکی ناموَر نامه اَفکند بُن
چنین یادگاری شد اندر جهانبر او آفرین از کهان و مهان