گنج

بخش ۲۱

نخستین فریبرز نیو دلیرز لشکر برون تاخت بر سان شیر
به نزدیک کلباد ویسه دمانبیامد به زه برنهاده کمان
همی گشت و تیرش نیامد چو خواستکشید آن پرنداور از دست راست
برآورد و زد تیغ بر گردنشبه دو نیم شد تا کمرگه تنش
فرود آمد از اسب و بگشاد بندز فتراک خویش آن کیانی کمند
ببست از بر باره کلباد راگشاد از برش بند پولاد را
به بالا برآمد به پیروز نامخروشی برآورد و بگذارد گام
که سالار ما باد پیروزگرهمه دشمن شاه خسته‌جگر