فراموش کردهاند
این غزل در گزیدهٔ غزلیات فیاض در دسترس از طریق وبگاه چکامه به همت مرکز تحقیقات رایانهای حوزهٔ علمیه اصفهان وجود دارد.
جمعی که یادبود فراموش کردهاندسرمایهٔ وجود فراموش کردهاند
از یاد بردهاند مرا بی حقیقتانخود را ببین چه زود فراموش کردهاند
از کس شکایتم به جز از بخت تیره نیستآتش به جرم دود فراموش کردهاند
هرگز لباس عافیت ما نشد تمامگر تار داده، پود فراموش کردهاند
خوش باد وقت عیش فرورفتگان خاککاین گنبد کبود فراموش کردهاند
غفلت چنان گرفته فرو اهل هوش راکز لذت شهود فراموش کردهاند
آسودهاند در بغل تیغ عاشقاناندیشهٔ حسود فراموش کردهاند
از بس که محو لذت زخمند بیدلانبر سر کلاهخود فراموش کردهاند
هرگز نوازشم به جفایی نمیکننداین حاتمان که جود فراموش کردهاند
با نالههای زار من ارباب انتعاشاز نغمههای عود فراموش کردهاند
من خود نگویم این که وفا بود یا نبودگر بود و گر نبود فراموش کردهاند
فیاض اضطراب تو جایی نمی رسداین دست و پا، چه سود فراموش کردهاند