شمارهٔ ۱ - ماده تاریخ در انتساب وزیر
شکر لله که به فرمان شهنشاه جهانآنکه بیمُهرِ رضایش نبرد حکم قضا
آنکه چون بهر دعایش نفس گرم زنندجوش تبخاله برآرد لب ارباب دعا
شاه دریادل گردون حشمت شاهصفیکه بود تشنة خاک در او آب بقا
صدر شه سیّد والاگهر پاک نسبآنکه چون لطف خدا در همه دل دارد جا
میرزایی که شمیم نفس خلق خوششگر شود عطرفروش سرِ بازار صبا
در چمن از اثر فیضگشائی نسیمهیأت غنچه شود نافة آهوی ختا
کار ارباب هنر گشت به سامان نزدیکجنس ارباب شرف کرد رواجی پیدا
کوکب فضل به اوج شرف آمد ز هبوطعلم شرع برآمد ز ثریّا به ثری
شب که دل صورت تاریخ تمنّا میکردمیشنیدم که ز خلوتکدة اوادنی
به زبان عربی روح پیمبر میگفتو لقد دار رحیالدّین علی مرکزها