شمارهٔ ۶۹۳
بلبلان را همچو رویت کم به دست آید گلیچون تو کی در گلشن عالم به دست آید گلی
منتی نه از بهار او را نه بیمی از خزانهمچو داغ عشق خوبان کم به دست آید گلی
دست خالی گل نچیند در چمن، باور مکنغنچه را بیکیسة درهم به دست آید گلی!
آشنایان را نپنداری که در گلزار دهربیگزند خارِ نامحرم به دست آید گلی!
بیرخت محروم از گلشن چه ذوقی باشدشهر که را در حلقة ماتم به دست آید گلی
آب و رنگ عارضت از اشک من باشد، کجاباغ را بیگریه شبنم به دست آید گلی!
سیر گلزار هوس فیّاض تا کی میکنیخو به حسرت کن که اینجا هم به دست آید گُلی