شمارهٔ ۵۳۴
شکر خدا که باز به امداد همّتمجا داده عشق بر سر کوی ملامتم
پیغمبرم به شرع محبّت، به کتف منباشد نشان سنگ تو مهر نبوّتم
اظهار شکوه از ستم دوست کافریستای لاله داغدار نرویی ز تربتم
آن شعله بین که با همه آغوش دشمنییک دم جدا نگشته ز آغوش حسرتم
فیّاض طعن خواری من بیش ازین مکنخوارم ولیک خوار دیار محبّتم