گنج

شمارهٔ ۲۲۵

۷ بیت
هم بخت نامساعد هم زلف یار باعثاین تیره‌روزی ما دارد هزار باعث
در دهرِ نامساعد راحت چه گونه بینمنه آسمان موافق، نه روزگار باعث
کس غم چه‌سان نبیند، کس شاد چون نشیند؟این را هزار مانع، آن را هزار باعث
در ترک مطلب آمد آسوده دل نشستنبی‌مطلبی نخواهد در هیچ کار باعث
هر جا که کارفرما عشق است و عشق صادقبی‌قدر شد مرجّح بی‌اعتبار باعث
ما را به بازدیدی ننواختیّ و گردیدهم منفعل تماشا هم شرمسار باعث
در وعدة تو فیّاض گر چشم باخت لیکنکس را گنه نباشد شد انتظار باعث