گنج

شمارهٔ ۱۱۰

۷ بیت
چه کنم صلح کسی جنگ و ستیز تو که خوبستچشم آمیزشم از کیست گریز تو که خوبست
بگشا بند قبا منتظر شام چراییصبحدم هم به گریبان عزیز تو که خوبست
نکنی فرق هوس را ز محبَّت عجب از توز چه باید به تو آموخت تمیز تو که خوبست
منّت ناز چه حاجت مدد غمزه چه لازمبه جدالم نگه عربده‌ریز تو که خوبست
زخم من منّت ناسور شدن را ز که جویدخال مشکین و خط عربده‌ریز تو که خوبست
خط نکو، خال نکو، خنده نمک، لب نمکین‌تربه چه چیز تو دهم دل همه چیز تو که خوبست
با تو فیّاض چرا گوش به مطرب ننشینمنفس سوختة زمزمه‌خیز تو که خوبست