گنج

شمارهٔ ۱۰۸

۳ بیت
از عشق که جان در تن بیمار حزین استمعشوق مزلّف نفس باز پسین است
عمری صفت زلف و خط و خال تو کردیمیک بار نگفتیم در ابروی تو چین است
می‌خواست مدام از لب ما شکر زند دمصد شکر که آیین شکایت نه چنین است