گنج

شمارهٔ ۴۸ - در مدح سلطان العلما خلیفه سلطان وزیر شاه عباس دوم

۳۲ بیت
اکنون که تازه گشت دلا عهد خرّمیبر کن سَری ز جیب، نه از دانه‌ای کمی!
هر غنچه‌ای به ذوق غمی در کشاکش استبی‌غم چرایی ای دل بی‌درد آدمی
دریای انبساط چنین موج‌ریز و توفیض کشاکشی نبری طرفه بی‌غمی!
عالم فراخ عیش و تو از غصّه تنگدلچون گل شکفته دهر و تو چون غنچه درهمی
از اهتزاز عیش جهانی به رقص و توافسرده چون مجادلِ از خصم ملزمی
دل موج‌خیز فیض و تو از بیغمی هنوزچون طفل غنچه تشنة لبِ شیرِ شبنمی
یأجوج فتنه بند وجود تو بشکندای شیشه‌طینت این همه بهر چه محکمی!
عمر تو یک دمست شناسای وقت باشخضری شوی به عمر اگر زندة دمی
در خویش شو فرو چو دم غنچه، تا به کیدر غیر خود فرو شده چو حرف مُدغَمی
بگذر ز خویشتن که بهشتی شوی به نقداز اختلاط خویش چرا در جهنّمی
آمادة تراوش بحر امید باشای ماهی تپیده که بر ساحل یمی
داری گمان که درد به درمان نمی‌رسدمعلوم می‌شود که چه مقدار بی‌غمی
عالم تمام گرم مه عید دیدنندتو غم‌فزا چرا چو هلال محرّمی
ابنای نوع جمله به عیشی معیّن‌انددر فصل این‌چنین ز چه چون جنس مبهمی
مستیقظان هوش همه گرم رحلتندچون بخت خود هنوز تو سرخیل نُومّی
در خوابگاه غفلت ازین بیشتر مخواببیدار شو که فیض سحر را تو محرمی
ویرانی تو فال عمارت همی زندزخمی، ولیک قابل تشریف مرهمی
دریای فیض تشنة دیدار تشنه استلب‌تشنگیّ خویش چه پوشی، نه ابکمی!
یک ناله در فضای هوا به که در قفسیک عمر صرف زمزمه کردن ز بیغمی
درگاه رحمتست که بازست در جهانبیگانه از چه‌ای تو که دیرینه محرمی
صبحی طلوع کرده درین تیره‌شب که نیستجز آفتاب، هیچ کسش تاب همدمی
صبح شکوه دولت و اقبال پایدارکز تیرگی رهید ازو روز آدمی
درگاه عرش‌سا که به میزان قدر اوستچرخ زیاد مرتبه در پلّة کمی
اعنی بلند درگه سلطان علم و فضلکز وی بهار دولت و دین راست خرّمی
دستور شرق و غرب که بارایش آفتابمانند ذرّه است به خورشید منتمی
ایوان قدر اوست که پیشش سپهر پیرتشریف سجده یافته از دولت خَمی
رای بلند اوست که خورشید را گداختچون شبنمی که کرد به خورشید همدمی
ماه از ضمیر او کند ار اکتساب نورآسوده گردد از غم افزونی و کمی
جاه و جلال مرتبة خویش یافته‌ستدر عهد او که تا ابدش باد محکمی
شوکت به اوج قدر مقدّر رسیده استدر دور او که در گروش باد خرّمی
این جاه و این جلالت و این‌شان و این‌شکوههرگز نبوده پایة مقدار آدمی
حاجت به مطلع دگر افتاد طبع راتا آفتاب مدح تو طالع شود همی