گنج

شمارهٔ ۱۲۱

۲ بیت
هرچند که در باغ تو بی‌برگ و برمچون شاخ بریده بی‌نوای ثمرم
در شهر محبت تو این بس هنرمکز بهر جمال عفوت آیینه‌گرم