شمارهٔ ۳۹
تا خوید نباشد به رنگ لالهتا خار نباشد به بوی خیرو
برفضل او گوا گذراند دلگرچه گوا نخواهند از خستو
اندر میزد با خرد و دانشاندر نبرد با هنر و بازو
از راستی چنانکه ره او راگویی زده ست مسطره و سازو
ای زایران زبر تو آکندههم کیسه های لاغر و هم کندو
دست و زبان بدو نرسد کس راآری به ماه بر نرسد لا تو