گنج

شمارهٔ ۸ - نیز او راست

مرا گر چو من دوستداری نبایدمرا نیز همچون تویی کم نیاید
جدایی همی جویی ازمن ولیکنترا گر بشاید مرا می نشاید
چرا مهربانی نمایم کسی راکه پیوسته نامهربانی نماید
چرا دل نهم بر دل جنگجوییکه دل زو همه درد و رنج آزماید
دل آن را دهم کو به دل دادن منبر افروزد و شادمانی فزاید
چو دل دادم آنگه سوی دل گرایمتن آنجا گراید کجا دل گراید
دلم نازک و مهربانست ورنیدرین کار گفتار چندین چه باید