گنج

شمارهٔ ۱۹ - در دعای به سلطان محمود غزنوی گوید

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اد۳۵ بیت
چندانکه جهانست ملک شاه جهان بادبا دولت پاینده و با بخت جوان باد
تا بود ملک شهر ده و شهرستان بودهمواره چنان شهر ده و شهرستان باد
چونانکه ازو عالمی از بد به امانندجان و تن او از همه بدها به امان باد
شاهان جهان را ز نهیبش تن و جان نیستجان و تن شاهانش فدای تن و جان باد
آن کز تن او هرگز کم خواهد موییدر حسرت و اندیشه چنان ایلک و خان باد
تا خواسته با قارون در خاک نهانستبدخواه و بد اندیشش در خاک نهان باد
آنرا که بکین جستن او تیرو کمان خواستبیرون شدش از گیتی با تیرو کمان باد
در کینه او کینه گزاران جهان راآنجا که همه سود بجویند زیان باد
وانکس که نباشد بجهانداری او شادمقهور و نگونسار و نژند دو جهان باد
دستش برسانیدن ارزاق ضمان شدبختش بهمه خوبی و نیکیش ضمان باد
هر کار که کرده ست ستوده ست چو نامشهر کار کزین پس بکند نیز چنان باد
آنجا که نهد روی به غزوه و به جز از غزوبا دولت و با لشکر انبوه و گران باد
از دولت او هر چه گمان بود یقین شداز دولت خصم آنچه یقین بود گمان باد
وانکس که زبان کرد ببدگفتن او تیزدر دست اجل خشک لب و خشک زبان باد
اندر سیر شاه چه بد تاند گفتنبدگوی بد اندیش که خاکش بدهان باد
دلشاد مباد آنکه بدو شاد نباشدوانکس که بدو شاد بود شادروان باد
در خانه بدخواه بنفرینش نو نوهر روز دگر محنت و دیگر حدثان باد
وانکس که هزیمت شد ازین خسرو و جان بردچون از غم جان رسته شد، اندر غم نان باد
تا در تن و بازوی کسی زور و توانستاندر تن و بازوی ملک زور و توان باد
چونانکه کران نیست شمار هنرش راشاهیش بی اندازه و بیحد و کران باد
هر شاه که یکروز میان بسته بشاهیدر خدمت فرخنده او بسته میان باد
امروز جهاندار و خداوند جهان اوستهمواره جهاندار و خداوند جهان باد
از مشرق تا مغرب رایش بهمه جایگه شاه برانگیز و گهی شاه نشان باد
هر ماه بشهری علم شاهی شاهانزیر سم اسبانش نگون باد و ستان باد
تا پادشهان صدر گه آرایند او رابرگاه شهی مسکن و در صدر مکان باد
از هیبت او روز بد اندیش چو شب شدنوروز مخالف هم ازینگونه خزان باد
آن تیغ و سنانرا که بدو حرب کند شاهچرخ و فلک و دولت منصور فسان باد
هر ساعتی اندر دل و در خانه کفاردرد و فزع و ناله و فریاد و فغان باد
آراستن دین همه زان تیغ و سنانستبرداشتن کفر بدان تیغ و سنان باد
وانرا که نخواهد که در این خانه بود ملکاندر همه ملک نه خان باد و نه مان باد
جنگش همه با کافر و با دشمن دینستشغلش همه با رامش و آرامش جان باد
در دولت و در مرتبت و مملکت او راچندانکه بخواهد ز خداوند زمان باد
هرساعت و هر وقت ز خشنودی ایزدبر دولت آینده او تازه نشان باد
ماه رمضان بود بدو فرخ و میمونشوال به از فرخ و میمون رمضان باد
او را همه آن باد که او خواهد دایموان چیز که بدخواهان خواهند جز آن باد