گنج

شمارهٔ ۹ - قطعه

شاها همه شاهان را شاهی به هنرمندیبنیاد شهنشاهی محکم تو درافکندی
هر جا که تو کوشیدی، خصمان قوی دیدیبیخ همه ببریدی تخم همه برکندی
بس دشمن پر دستان، کز تیغ تو شد بیجانبس لشگر بی پایان، کز هم تو پراکندی
نصرت ز تو پیدا شد، ملک از تو مهیا شدالحق به تو زیبا شد، شاهی و خداوندی
اصل تو بدایع را، چون چرخ طبایع رااجرام و طلایع را، شاهی تو نه فرزندی
رنج آید و مسکینی، کاری که تو نگزینیکفر آرد و بی دینی، چیزی که تو نپسندی
چون طبع تو را آخر، در طبع نشد ظاهرزین رتبت و این خاطر شد حاصل خرسندی