گنج

شمارهٔ ۲۵ - در مدح منوچهر شروانشاه و ایراد بعضی از اصطلاحات نجومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ونساخته۳۰ بیت
شاه گردون را نگر شکل دگرگون ساختهبر شمایل پیکران عزم شبیخون ساخته
داده فرمان لشگر سقلاب را بر ملک زنگهر یکی را آلت و برگی دگرگون ساخته
حمة العقرب چشیده وز پی کسب شرفخود ز بطن الحوت خلوت جای ذوالنون ساخته
از پی طفلان آب و گل صبا فراش واربالش از بغدادی و بستر ز پرنون ساخته
هم کنون بینی عروسان بهاری را به باغقرطه از مقراضی و کسوت ز اکسون ساخته
در جهانگیری صبا و در جهانداری سحابروز جنگ قارن و شب گنج قارون ساخته
کاس لعل ارغوان و طاس یاقوتین چرخدر چمن کو بدخش و کان طیسون ساخته
باد چون گنجور از درگاه خاقان آمدهباغ را از حله چون خرگاه خاتون ساخته
خرم و خندان درخش تندر اندر ابر و ابرخیره خود را از میان گریان و محزون ساخته
باغ چون فردوس و صلصل همچو رضوان و صباشکلها چون آدم از صلصال مسنون ساخته
دشت هر کافور کاندر ماه کانون گرد کرددر مه نیسان به دست مهر مرهون ساخته
باد نوروزی به تأثیر اثیر اندر هوابر مساعد کردن کافور کانون ساخته
کرد مینوچهر گردون چهره باغ و در اوبزم شاهنشه منوچهر فریدون ساخته
تا زند هر صبحدم پیراهن ملکش به آبآسمان از قرصه خود قرص صابون ساخته
بخت بالای نود درج ارتفاع و آسمانرفعت او را درج تسعا و تسعون ساخته
حجله سعدان گردون طالع مسعود اواز فضای کرزمان و دست سعدون ساخته
چون ز نوک نیزها گردد پر اوراق اجلفضل های فتنه را فهرست قانون ساخته
بر جگر خواران جهان بفروخته گردون به جانعقل از آن بازار خود را سخت مغبون ساخته
آسمان از نیزه گردان و خون گردنانبیشه هندوستان بر رود جیحون ساخته
سیل سیل از خون روان بر روی خاک و رنگ اومیل میل از خاک همرنگ طبرخون ساخته
کرده خصمان را جگر بریان و از بهر ددانخوانی از صد هفتخوان برگ وی افزون ساخته
ای ظفر با رایت منصور تو در دین و ملکهمچو با اعجاز موسی رای هارون ساخته
وی بدی با حاسد و بدخواه تو در کفر و شرکهمچو هامان خیره با فرعون ملعون ساخته
کرده شروان را چنان معمور کز بس فر و زیبخلق را دیدار او بی فتنه مفتون ساخته
تا طرازند ابلق ایام را از بهر تومه پلاس و سایه خورشید بر گون ساخته
تاخته بر آسمان بخت تو چون عیسی و خصمهمچو قارون در زمین با بخت واژون ساخته
ماده لفظ بدیعت با عروس بکر غریبچون دل گشتاسب با مهر کتایون ساخته
ای ز خاک پای تو دولت به اعجاز و به علمکیمیای جان ادریس و فلاطون ساخته
مهر تو در حلق ملک از نیش نوش انگیختهکین تو در کام خصم از طعمه طاعون ساخته
خشم تو از چشم دشمن بر گشاده باسلیقچشم چرخ از خاک پایت باسلیقون ساخته