گنج

شمارهٔ ۲

از باد خزان درخت عریان گردیدچون قامت نی
وان گل که چو لاله بود ریحان گردیدکو ساغر می
از شعلهٔ شمع بود دل گرمی جمعشبهای سیاه
دل نیز چو برگ بید لرزان گردیداز سردی دی