بخش ۲ - سینمایی از تاریخ گذشته
آنچه در پرده بد از پرده به در میدیدمپردهای کز سلف آید به نظر میدیدم
واندر آن پرده، بسی نقش و صور میدیدمبارگههای پر از زیور و زر میدیدم
یک به یک پادشهان را به مقر میدیدمهمه بر تخت و همه، تاج به سر میدیدم
همه با صولت و با شوکت و فر میدیدمصف به صف لشکر با فتح و ظفر میدیدم
وز سعادت همه سو، ثبت اثر میدیدمو آن اثرها، ثمر علم و هنر میدیدم
جمله را باز، چو دوران به گذر میدیدمهر شهی را ز پس شاه دگر میدیدم
چونکه ناگاه به بستان، سر خر میدیدمیزدگرد، آخر آن پرده پکر میدیدم
شاه و کشور همه، در چنگ خطر میدیدمزآن میان نقش، از آن پس ز عمر میدیدم
سپس آن پرده دگر زیر و زبر میدیدم
نه ز کسری خبری، نی طاقیوآن خرابه به خرابی باقی
این همه واهمه، چون رخنه در اندیشه نموداندر اندیشه من بیخ جنون ریشه نمود
وآن جنونی که ز فرهاد، طلب تیشه نمودسر پر شور مرا نیز، جنون پیشه نمود
آخر از خانه، مرا رهسپر بیشه نمود
بگرفتم ره صحرا و روانشدم از خانه سوی قبرستان