گنج

شمارهٔ ۸

راحت دوستان عمادالدینچون که امروز بهترک هستی
در کف محنت خودی امروز؟یا نه از دست رنج وارستی
همچو ماهی بر آسمان نشاطیا چو ماهی فتاده در شستی؟
یا بهانه است اینهمه، خود تواز قدح های عشق سرمستی؟
خاطر دوستانت غمگین استتا تو در خانه شاد ننشستی
مرهمی ساز بهر خسته‌دلانهر چه زودتر که جمله را خستی