گنج

شمارهٔ ۷ - در مدح شمس الدین صاحب دیوان

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: اهست۲۵ بیت
آنکه بر تخت مکرمت شاهستشمس دین و دول شهنشاهست
رضی الملک کز دقایق غیبمنهی نوک کلکش آگاهست
آنکه تا روز، روز دولت اوستشب بیدولتی سحر گاهست
آنکه تا عدل، عدل شامل اوستکهربا در حمایت کاهست
از سر کلک او سخا گوئیدر سقنقور قوه با هست
غلطم، کافتاب همت اوبر تر از اوج ماسوی اللهست
ای بزرگی که شاه جاه تراافسر ماه و پایه ی جا هست
وی سخا گستری که اطلس چرخبر قد همت تو کوتاهست
جام گیتی نماست از چه تراستآسمان در پناه درگاهست
آفتابیست، کافتاب سپهرز اقتباس فروغ او، ماهست
گوئی از یاد بزم و ساغر توباده شادی فزا و غم کاهست
گوئی از حرض بذل و گاه سخامعطی دست تو عطا خواهست
لفظ عذب تو در نظام جهانرونق ملک و زیور جاهست
نوک کلک تو در معانی جودسلب اقران و نفی اشیا هست
دین پناها بهر نفس که زندگرچه دشمنت ناله و آهست
شاه انجم که مرکب و بنه اششش سوارند و هفت خرگاهست
با سپه دار آسمان، که ازومرگ آشفته در کمین گاهست
گوید احکام ما و جنبش اومحض اجبار و عین اکراهست
طبع من گرچه مدحت تو در اویونس و حوت و، یوسف و چاهست
آن درختیست بارور که تراذکر باقی ازو در افواهست
میوه اش نارسیده می برسدزانکه بی برگ و بر سر راهست
در دوم مرتبت ز روی حسابتا توان گفت پنج پنجاهست
شادمان زی که سال عمر ترامدت چرخ روزی از ما هست
بود مأمور تو جهان تا بودهست محکوم تو جهان تا هست
که سخای تو و تلکم خصمصدمت شیر و کید روباهست