گنج

بخش ۲۷ - بی تابی شهربانو در خدمت امام و تسلی دادن حضرت او را

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۱۶ بیت
بیامد در آن لحظه با اشک و آهنوان شهربانو به نزدیک شاه
بیازید بر دامن شاه چنگز خون مژه خاک را کرده رنگ
همی گفت زار ای پناه زمنمه چرخ دین پادشاه زمن
پس از تو مرا کیست فریادرس؟عزیزت ندارد در این دشت کس
ندارم دگر با اسیری شکیبکزین پیش دیده‌ستم از وی نهیب
به جان علی پور بیمار منببخشای بر حالت زار من
ببر زین دیارم به جای دگربه اعجاز ای شاه پیروزگر
بدو گفت شاهنشه ای جفت پاکمدار از اسیری به دل هیچ باک
نباشد کسی را به تو دسترستو را یار پروردگار است و بس
چو من کشته گشتم به تیغ سپاهبیاید سمندم سوی خیمه گاه
ستامش ز خونم شده لعل رنگنگون از برش زین بگسسته تنگ
تو کن استوار آن نگونسار زینبکش تنگ و بر کوههٔ او نشین
عنان را بدان باد پیما گذاربه جایی که خواهی شود رهسپار
به همراه تو من عنان در عنانبه تن گر نیایم بیایم به جان
بود یاور و یار تو کردگاربرو زی سراپرده و غم مدار
چو از کار بدرود اهل حرمبپرداخت آن پادشاه امم