بخش ۸۱ - شهادت حضرت عباس علیه السلام
چو از دامگاه بلا رسته شدبه جانان همی جانش پیوسته شد
نبی در جنانش به بر بر کشیدزدست پدر آب کوثر چشید
درودش زحق بر تن و جان پاکبدان تربت و قبه ی تابناک
نگیرد پس از زاده ی بوترابنه دستی عنان و نه پایی رکاب
نه شمشیر بادا نه خفتان نه خودنه ابر سیاه ونه چرخ کبود
نه گرداد گردون نه ماناد خاکنه تابد به چرخ اختر تابناک
نگونسار بادا فلک برترابدرخشان درفش بلند آفتاب
نجوشاد نم در رگ تیره ابربریزاد سرپنجه غژمان هژیر
به هر چشم جوشن زخون رود –بادزغم مویه گر جان داوود باد
نگردد دگر باره ی رهنوردنپوشد دلیری سلیح نبرد
علم را بر از تیغ بادا قلمشود نیزه چون تیغ بالاش خم
دلا مهر بردار از این جهانکه در وی نماند دلی شادمان
به مردی چو عباس شد چیردستدگرها زوی چون توانند رست
یکی روز اگر سر برافرازدتدگر روز با سر بیاندازدت
ابوالفضل چون زین جهان رخت بستبه عرش برین نزد داور نشست
شهنشه به بالین آن کشته زاربگریید لختی چو ابر بهار