بخش ۶۶ - نوبت مبارزت رسیدن به فرزندان ام البنین و ستایش آنها
ابولفضل را بود ازباب و مامسه کهتر برادر چو بدر تمام
که الم البنینشان بدی مادرابپرورده بدشان چو جان در برا
به از چار فرزند ام البنیننه دید آسمان و نه بیند زمین
مهین مرد آن چار عباس بودکه درپر دلی زبده ی ناس بود
گرانمایه عبدالله بی همالازآن نامور بود کهتر به سال
از آن بود کهتر یکی نامجوکه همنام عثمان مظنون بد او
پس ازوی بدی جعفر سرفرازکه در پیش وی چرخ بردی نماز
چو کوشنده شیران نیزار جنگکه شان خنجر و تیغ دندان و چنگ
همه ضغیم نیستان یلیهمه جوهر ذوالقار علی
همه چرخ دین را درخشان سهیلهمه ژرف دریا همه تند سیل
همه نیرو افزای بازوی همبه مردانه گی همترازوی هم
سپهدار عباس پیروز روزیل کشور آرای گیتی فروز