بخش ۳۰ - آمدن گروه ملایکه به خدمت امام(ع)به یاری آن بزرگوار
چو از شهر یثرب شه تاجداربرون آمد و ناشده رهسپار
ز فرخ سروشان چرخ برینگروهی چمیدند سوی زمین
به دست ایزدی دشنه ها استواربه پرنده اسبان مینو سوار
درفش خدایی برافراشتهبه فرمان شه دیده بگماشته
رسیدند چون نزد شاه حجازبه پوزش ببردند لختی نماز
بگفتند کای یافته برسپهرزسم سمندت به سر تاج مهر
پی یاری ات زآسمان آمدیمبه فرخنده موکب چمان آمدیم
نبی را به پیکار چندی دراپرستار بودیم و یاری گرا
کنون گر پذیری تو را یاوریمهمه زانچه فرمان دهی نگذریم
به پاسخ به ایشان بفرمود شاهکه ما را بود کربلا وعده گاه
شما از زمین سوی گردون رویدهمه بر به جای خود اندر شوید
به سربر مرا سایه ی زینهاربس از بخشش پاک پروردگار
سروشان به فرمان آن تاجوربه گردون پریدند بار دگر