بخش ۲۰ - درمصمم شدن امام علیه السلام به مهاجرت از مدینه
شنیدم چو سبط رسول مجیدبه ایوان برفت از سرای ولید
بدانست کآنقوم شیطان پرستبه آسانی از وی ندارند دست
به خود گفت آن به کزین سرزمینروم تا بیاسایم از اهل کین
به غربت فزون گرچه دشواری استبسی مرگ بهتر ازاین خواری است
پس آنگه شبی با دل دردناکروان شد سوی تربت جد پاک
به پوزش درآن بارگاه بلندخم آورد بالا و شد ارجمند
زتربت یکی نورشد آشکارکه خورشید ازشرم آن گشت تار
همه آفرینش پر ازنور شدتو گفتی جهان وادی طور شد
شهنشه درآن نور مستور شدازآن جلوه نور علی نورشد
خود از تاب آن جلوه از هوش رفتتو گفتی ز اندام او توش رفت
همان بیهشی در وی آمد پدیدکه در طور بر پور عمران رسید
ولیکن نه این نور با آن یکی استبگویم که این هردو را فرق چیست؟
بد آن نوری ازدوستان علی (ع)که شد بر کلیم خدا منجلی
بد آن جلوه ی روی جان آفرینکه شد محو آن پور ضرغام دین
چو آن نور فرزند زهرا بدیدازآن بارگه سوی مشکو چمید
اگر چه به دل راز بسیار داشتنگفت ایچ و با وقت دیگر گذاشت
بلی محو معشوق گاه وصالبه گفتار دیگر ندارد مجال