شمارهٔ ۲ - در نعت حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم گوید
شهنشاه رسولان مکرّمجهاندار و نگهبان دو عالم
خداوند براق و رفرف و تاجشه گردو ننورد و عرش معراج
محمد آفتاب برج لولاککزو هستی گرفت اجرام افلاک
طراز کارگاه آفرینشفروغ افزای چشم اهل بینش
خدا نی لیک چون ذات خداییسزاوار لباس کبریایی
ز حق تا کار دین آرد به سامانز فرقانش به دست پاک فرمان
ز کرسی تخت بر ایوان جاهشگروه قدسیان یکسر سپاهش
نجوم از خرمن او خوشه ای چندز ملکش هفت گردون گوشه ای چند
ز شهر حشتمش فردوس کاخیز باغ همتش طوباست شاخی
به در یک بنده جبریل امینشبه گیتی ناسخ هر شرع دینش
دوام ملتش در استقامتشده پیوسته تا روز قیامت
کشیده خط نسخ آیات تنزیلازو بر نامه ی تورات و انجیل
به هم بشکسته لشکر کافران رابرافکنده بتان و بتگران را
شکوه او دم ناقوس بستهصلیب و خاج ترسایان شکسته
براقش چند گامی ناشمردههمه نُه باره ی گردون سپرده
کشیده ناز او بر عرش دامانشده حق را به پشت پرده مهمان
از آن اصل طراز ملک هستیپدید آمد ره یزدان پرستی
برابر با نبی زوج بتول استکه فرّخ نفس او نفس رسول است
همان بِه کز پس نعت پیمبرثنا بر پاک دامادش کنم سر