گنج

شمارهٔ ۱۷ - مرثیه فوت طاهر بن اسحق

۱۰ بیت
در دیار کرم افسوس که دیار نماندنرهد دل ز غم امبار چو غمخوار نماند
صرصر حادثه بر گلشن افضال گذشتسرو آزاده شکست و گل بیخار نماند
سخن اهل هنر جمله دریغست برانکمظهر مرحمت و رأفت دادار نماند
عز دین طاهر اسحق که تا شد ز جهاندر جهان کرم از مکرمت آثار نماند
آنکه تا مشتریی همچو وی از رشته فضلشد برون رونق آن رشته و بازار نماند
...شود آخر پس ازین...ـار نماند
....ک ز بار.....ـار نماند
....ز جهان....ـار نماند
....و از دیده برفت...برد دل چه متاعست چو دلدار نماند
روضه خلد برینت ز خدا میخواهمبیتو زین پس همه عمرم به جز این کار نماند