گنج

شمارهٔ ٨ - ترجمه

قافیه: وست۲ بیت
می در میان سفره و گل بر کنار آبگویند بهر دیده و دل داروئی نکوست
باشد نکو ولی همه خوبی و خرمیجمعست اندرو که دلت دوستدار اوست