گنج

شمارهٔ ١٠ - ترجمه

قافیه: ع۲ بیت
بدوستی که نیاید امیدها همه راستنه هر چه نیز بترسند از آن شود واقع
چو در میانه مرد و بلا شبی باشدچه داند او که چه سازد بصبحدم صانع