بخش ۱۷ - آمدن صبا از نزد معشوق و خبر آوردن به عاشق
چون باد صبا از آن پریوشاین قصه شنید شد مشوش
آمد سوی عاشق جگرسوزگفتش سخنان آن دلافروز
حرفی چو رسید از آن به گوششبرد انده عاشقی ز هوشش
امید به هوش بازش آورددر دایره نیازش آورد
با باد به صد فغان و زاریگفت از سر عجز و خاکساری
کای پیک سبکرو سحرخیزدست من و دامن تو برخیز
بشتاب ز گرد ره دگر باراو را ز من این پیام بگزار