بخش ۵ - ضبط کن سه عضوخود را در سه جا
ضبط کن سه عضوخود را در سه جاتا به رنج وغم نگردی مبتلا
ضبط کن دل را چو هستی در نمازتا نیفتد درخیالات دراز
در بر مردم به هنگام سخنهم زبان را ضبط کن اندر دهن
چشم راکن ضبط در خانه کسانهر طرف منگر نظر هر سو مران
یاد ناور هیچگاهی از دوچیزهم مبر از یاد خود دوچیز نیز
از بد کس یا تو احسانی اگرکرده ای با کس مکن یاد ای پسر
پاک یزدان را ومردن را زیادمحو منما گاهی ای نیکونهاد
در ترک قرض دادنمده قرض وآسوده کن خویش ار
کن ازخویشتن دور تشویش رابدهکارت ار مفلس وبینواست
طلبکاری از اونمودن خطاستبه پیش کس او را مکن شرمسار
مشو غافل از کیفر روزگارچه حاصل که با اوکنی گفتگو
بری ازخود و اوچرا آبرواگر آبور بردی از اودگر
نخواهد شدن عایدت سیم وزرببخش آن طلب را به او از کرم
ویا صبر کن تا شود محتشمبه دادن بدی مست وآشفته حال
به هشیاری از او بکن اخذ مالبگیر آنچه بدهد مگوکم بود
که یک نقطه نم کمتر ازیم بودغم قرض از هر غمی بدتر است
مگو غم که سوزنده تر ز آذر استاگر میدهی چشم از اوبپوش
وگر می ستانی به ردش بکوشغرض بشنو از من کنم هر چه عرض
نه بستان ز کس قرض و نه ده به قرضدر خواستگاری وزن گرفتن
زنی راکه خواهی بباید نجیبکه بر دردهای توگردد طبیب
همی تا توانی بکن جستجوزهر سوی و هرکو که میباشد او
بسی خوب روی وبسی خوب مویبسی خوب خوی و بسی خوب جوی
ندارد اگر خوب رو هیچ چیزبه از زشت روئی که دارد جهیز
تو بایدکه عمری به او سرکنیوگر بدشد ازخانه اش درکنی
رعایت کن از زن که باشد ضعیفبدار احترامش مسازش خفیف
بکن سر پرستی از او صبح وشامبده سرفرازیش در هرمقام
مکن اعتنائی به اموال زنمشوهیچ غافل از احوال زن
چوچشم از پی دولت زن بوداز آن چشم به چشم سوزن بود
زنی شوهرش گر اجیرش شودبگوهمرهش روبه هر جا رود
به هر خانه جایت به دالان بودتوهمچون خر وزن چوپالان بود