گنج

بخش ۳۵ - درگرامی داشتن میهمان

۱۱ بیت
بود تحفه ای از خدا میهمانچودر پیشت آید بشوشادمان
گرامیش دار ار چه کافر بودکه این گفته گفت پیمبر بود
تو را باشد از خرج مهمان چه بیمکه رزقش بود با خدای کریم
مهیا نما از برایش طعامز لطف خود او را بکن شادکام
ز هر نعمت تازه در پیش آربه پیشش شواز مهر خدمتگذار
چو جان میهمان را بده جا به دلبه خدمت کن او را زخود منفعل
بر میهمان تندخوئی مکنمشوترش رو تلخ گوئی مکن
به پهلوی وی شاد وخرم نشیننه غمگین که اورا نمائی غمین
به خشروئی او را ز خودشاد کنبه شیرینی او را چو فرهاد کن
ز کس میهمان گر شود تنگدلسزد خوانی او را اگر سنگدل
مگوپیش مهمان سخنهای زشتکه زشتان ندارند ره در بهشت