شمارهٔ ۱۲
ای شاه! یاور تو درین غم خدای بادطبع تو شاد و تیغ تو عالمگشای باد
هر جا که رخت جاه و جلال تو افگندآنجای عیش خانه و دولت سرای باد
این رنج دل که در تو رسید از قضای حقبدخواه ملک و خصم ترا جان گزای باد
ای سایه تو بر سر دین سایه همایفر تو در زمانه چو پر همای باد
در قید خدمت تو و با طوق بندگیتدر ملک روم قیصر و در هند رای باد
گرچه ز بوستان تو یک شاخ کم شدستاین کم شدن مبارک و دولت فزای باد
ور گوهری ز کان تو کم کرد روزگاراین هر سه دانه در گرامی به جای باد
هر دولتی که دور فلک راست در نهانقسم تو چرخ صولت خورشید رای باد
فرسوده باد دشمن ملک تو زیر خاکفرق جلال و قدرت تو چرخ سای باد
عمر تو باد بیشتر از عمر آسمانوین رفته را مقام، بهشت خدای باد