گنج

شمارهٔ ۴۸

۴ بیت
دمت دمعی با جفان و لست مذنب جانیو صارالقلب مشعوفا بالفاظ کمر جان
مرا بیدل چه می‌داری اگر چه دیده و جانی؟ز جانت دوستر دارم مرا چندین چه رنجانی؟
لئن الف النوی قلبی بحب الوصل انسانیکذالم یستوجب علیه کل انسان
مرا گفتی بریزم من ز غم خونت به آسانیفدای خاک پای تو بدینم چند ترسانی؟