گنج

شمارهٔ ۱

جمال طبلکی! سگ بهتر از توستکه نشناسد کسی زرق و فنت را
بدی با هر که در عالم کسی هستکه نیکی باد لیکن دشمنت را
ز تیغ پهلوان امید دارمکه بدهد گوشمالی گردنت را
مرا گفتی که از عالم چه دانی؟چه حاصل طبع و رای روشنت را؟
مرا نادان مخوان زیرا که گر توز من پرسی تبار و برزنت را
از اینجا تا به کوهستان بگویمکه این ساعت که . . . زنت را؟