گنج

خون خیابانی

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)۴۸ بیت
در دست کسانی است نگهبانی ایرانکاصرار نمودند به ویرانی ایران
آن قوم‌، سرانند که زیر سر آنهاستسرگشتگی و بی‌سرو سامانی ایران
الحق که خطا کرده و تقصیر نمودنداین سلسله در سلسله جنبانی ایران
در سلطنت مطلقه چندی پدرانشانبردند منافع ز پریشانی ایران
نعم‌الخلفان نیز درین دورهٔ فترتذیروح شدند از جسد فانی ایران
پامال نمودند و زدودند و ستردندآزادی ایران و مسلمانی ایران
کشتند بزرگان را و ابقا ننمودندبر شیخ حسین و به خیابانی ایران‌
گر خون خیابانی مظلوم بجوشدسرتاسر ایران کفن سرخ بپوشد
کشت ‌آن‌ حسن از بهر وطن‌، گر دو سه کاشیکشت این ‌حسن احرار وطن را چو مواشی
تقلید از او کرد و ندانست و خطا کردآری در کهدان شکند سارق ناشی
این صاحب کابینه و آن والی تبریزصدری که چنین است چنانند حواشی
گه ‌قتل مهین شیخ حسین‌خان را در فارستصویب نمودند به صد عذرتراشی
گه بر سرتبریز دویدند و نمودندقانون اساسی را از هم متلاشی
در سایهٔ قانون سر قانون‌طلبان رااز تن ببریدند و نکردند تحاشی
آوخ اگر ارواح شهیدان به قیامتگیرند گریبان نژاد لله‌باشی
گر خون خیابانی مظلوم بجوشدسرتاسر ایران کفن سرخ بپوشد
دریوزه گری کوفت در صاحب‌خانهوانگاه برفت از اثر صاحب خانه
از کثرت تلبیس و ریا کرد به خود جلبچون گربهٔ عابد نظر صاحب خانه
از بهرگدایی شد و چون خانه تهی دیدبگرفت به حجت کمر صاحب خانه
دژخیم خیابانی ازین قسم به تبریزوارد شد و شد حمله‌ور صاحب خانه
با آنکه در افواه عوام است که مهمانمن‌باب مثل هست خر صاحب خانه
این نره‌خران لگدانداز شتر کینجستند به دیوار و در صاحب خانه
در خانهٔ احرار شدند، از ره اصرارمهمان و بریدند سر صاحب خانه
گر خون خیابانی مظلوم بجوشدسرتاسر ایران کفن سرخ بپوشد
رندان به گمانشان که شکاری سره کردندوز قتل مهمان‌، کار جهان یکسره کردند
روبه‌صفتان بین که چسان پنجه خونیناز فرط سفه درگلوی قسوره کردند
آزادی را بلهوسان ملعبه کردندحریت را بی‌خردان مسخره کردند
راندند ز خون شهدا سیل و بر آن سیلاز نعش بزرگان وطن قنطره کردند
قصری زخیانت بنهادند و بر آن قصراز لخت دل سوختگان کنگره کردند
وانگه پی تنویر شبستان شقاوتاز تیر جفا، سینهٔ ما پنجره کردند
وز کینه شبانگاه‌، تجددطلبان راکشتند و تو گویی عملی نادره کردند
گر خون خیابانی مظلوم بجوشدسرتاسر ایران کفن سرخ بپوشد
جمعی پی ترحیم خیابانی مظلوماجلاس نمودند نجیبانه درین بوم
رسم‌ است که‌ چون‌ مُرد مسلمان‌،‌ پی ترحیمقرآن به دعا ختم کند امت مرحوم
جز آنکه مسلمان نبود یا که نباشندحکام مسلمان و مسلمانی مرسوم
چون مرده مسلمان بود و زنده مسلماناز ختم و عزا منع حرام آید و مذموم
این بلعجبی بین که به‌جد حمله نمودندبر مجلس ترحیم خیابانی مظلوم
بستند ره آمد و شد را به رخ خلقوابداع نمودند ز نو قاعده‌ای شوم
غافل که ازین حرکت مذبوح‌، نگرددآزادی معدوم و ستمکاری مکتوم
گر خون خیابانی مظلوم بجوشدسرتاسر ایران کفن سرخ بپوشد
از آستی ار دست حقیقت به در آیداین دستگه غیر طبیعی به سر آید
رخسار بپوشند وجیهان ریاکارگر چهر حقیقت ز پس پرده درآید
ای قاتل آزادی ایران به حذرباشزان لحظه که قاضی به‌سر محتضر آید
پر گیرد و در بارگه عدل بنالداین روح کزین کالبد خسته برآید
ملت بود آن شیر که هنگام تزاحمچون بیشتر آزرده شود پیشتر آید
ای پیر مکن گریه که هنگام مکافاتاز روح جوان تو بر تو خبر آید
وی کودک نالان پدر کشتهٔ مسکینزاری مکن امروز که روز دگر آید
گر خون خیابانی مظلوم بجوشدسرتاسر ایران کفن سرخ بپوشد