گنج

رباعیات

شمارهٔ ۱ - در بیان اقسام سخناقسام سخن چهار باشد همه جاشمارهٔ ۲از خصم کشیدن به وفا جور و جفاشمارهٔ ۳آزادی ماست اصل آبادی ماشمارهٔ ۴مخلوق جهان به گرگ مانند درستشمارهٔ ۵از دامن کوه لاله ناگه برجستشمارهٔ ۶بر دامن دشت بنگر آن نرگس مستشمارهٔ ۷ - در مدح ستارخانستار غیور ارجمندیت بجاستشمارهٔ ۸پرهیز از خود که جای پرهیز اینجاستشمارهٔ ۹ - به مناسبت شهادت سید حسن مدرستا بُخل و حسادت به‌ جهان راهبر استشمارهٔ ۱۰هان ای وکلا فضل خدا یار شماستشمارهٔ ۱۱ - این رباعی را در خواب گفته استامروز نه کس ‌ز عشق آگه چو من استشمارهٔ ۱۲آیین جهان طبل جفا کوفتن استشمارهٔ ۱۳من برگ گلم باغ شبستان من استشمارهٔ ۱۴خوش باش که گیتی نه برای من و توستشمارهٔ ۱۵ - در مدح پروفسور براون انگلیسیادوارد براون فاضل ایران‌دوستشمارهٔ ۱۶ارباب که صنعت وجاهت فن اوستشمارهٔ ۱۷برخاست خروس صبح برخیز ای دوستشمارهٔ ۱۸ - در مرگ پدردر ماتمت ای‌ ملک‌، ملک خون بگریستشمارهٔ ۱۹این قلب که محزون‌تر از او پیدا نیستشمارهٔ ۲۰افسوس که صاحب نفسی پیدا نیستشمارهٔ ۲۱ - پس از ورود به خاک بجنوردچون خطه طوس را پس پشت بهشتشمارهٔ ۲۲ - تاریخ وفات مرحوم سید محمد طباطباییتا حجهٔ دین محمد از خاک برفتشمارهٔ ۲۳چون آینه نورخیز گشتی‌، احسنتشمارهٔ ۲۴زین مردم دل‌سیاه‌، رخ دارم زردشمارهٔ ۲۵امشب ز فراق دوست خوابم نبردشمارهٔ ۲۶چشمت به سیه‌بختی من ایما کردشمارهٔ ۲۷ای خواجه وثوق گاه غرق تو رسدشمارهٔ ۲۸ماه رمضان و روزه جانا طی شدشمارهٔ ۲۹ - وصف گلابیخشخاش و عسل بهم برآمیخته‌اندشمارهٔ ۳۰گر زیر فلک فکر من آزاد نبودشمارهٔ ۳۱ - این رباعی را از منفای خود «‌بجنورد» گفته استای مرکزیان گر گل و ریحان خواهیدشمارهٔ ۳۲ - رباعیشد نیمی عمر در خرافات هدرشمارهٔ ۳۳گر مانده و ناتوان و گر خسته و زارشمارهٔ ۳۴ - جمع بین ا‌لاضدادای بسته چو فندق به سرانگشت‌، نگارشمارهٔ ۳۵با خرقه و تسبیح مرا دید چو یارشمارهٔ ۳۶ - کنایه از انگلیسای زورآور که خون ما خورده پریرشمارهٔ ۳۷زاغی می گفت اگر بمیرد شهبازشمارهٔ ۳۸ - خطاب به حزب دموکرات و حکومتای ساده‌دلان زر گرگ حیلت‌بازشمارهٔ ۳۹ - تسلیم و رضاچون از در تسلیم نشد یار، عزیزشمارهٔ ۴۰آمد رمضان و خلق رفتند ز هوششمارهٔ ۴۱ای برده گل رازقی از روی تو رشکشمارهٔ ۴۲ای میر اجل گر دهدم مهل اجلشمارهٔ ۴۳ - شهر تهرانشهریست پر از همهمه و قالاقیلشمارهٔ ۴۴ - در مرگ مادرای شمع شبستان من‌، ای مام گرامشمارهٔ ۴۵در زلف تو آشوب زمن می‌بینمشمارهٔ ۴۶چون شمع بسی رشتهٔ جان سوخته‌ایمشمارهٔ ۴۷دیشب من و پروانه سخن می‌گفتیمشمارهٔ ۴۸ما بادهٔ عزت و جلالت نوشیمشمارهٔ ۴۹ما درس صداقت و صفا می‌خوانیمشمارهٔ ۵۰برخیز که خود را ز غم آزاده کنیمشمارهٔ ۵۱گر مدحی از ابنای بشر می گویمشمارهٔ ۵۲ - ریاعیاتتن چیست‌؟ مرکبی ز چندین معدنشمارهٔ ۵۳رفتم بر توپ تا بکوبم دشمنشمارهٔ ۵۴عمری بسپردیم به کام دگرانشمارهٔ ۵۵چشم فلک است بر ستمگر نگرانشمارهٔ ۵۶یک روی چو آیینه مبادا انسانشمارهٔ ۵۷بر درگه خود پلنگ دربان کردنشمارهٔ ۵۸ - گله‌های دوستانهقلبم به حدیثی که شنیدی مشکنشمارهٔ ۵۹ای خواجه به خط بد دلی سیر مکنشمارهٔ ۶۰سردار به شه گفت سپاهی از منشمارهٔ ۶۱آمادهٔ جنگ باش کاین چرخ حرونشمارهٔ ۶۲ - در محبس نظمیهسرتیپ‌، شدم ذلیل در جنگ پشهشمارهٔ ۶۳ - برای وثوق ا‌لدوله به فرنگستان فرستاده شدای خواجهٔ راد و مشفق دیرینهشمارهٔ ۶۴زان نرگس نیم مست مستم کردیشمارهٔ ۶۵ای کاش دلم به دوست مفتون نشدیشمارهٔ ۶۶ای ایرانی خفتی و بگذشت بسیشمارهٔ ۶۷ای مادر اگر دسترسی داشتمیشمارهٔ ۶۸ای روح روان که فارغ از این بدنیشمارهٔ ۶۹تا بشکافد به هم دل نالانیشمارهٔ ۷۰از پیش و پس حیات بر خیره مپویشمارهٔ ۷۱آن کس که رموز غیب داند، نه تویی