شمارهٔ ۳۱ - در وصف استاد حسین بهزاد نقاش عالیمقام
خداوند هنر، استاد بهزادکه نقش از خامهٔ بهزاد به زاد
حسین رادکِش بهزاد نام استکمالالدین بهزادش غلام است
اگر بود او نخست، این هست اولاگر بود او کمال، این هست اکمل
به رنگآمیزی از خورشید ییش استبهمعنیآفتابعصر خویش است
به صورت شادی و غم مینمایدغم و شادی مجسم مینماید
به سحرانگیزی کلک گهرخیزبه نقش جان دهد رنگ دلاویز
خداوندنگارینخامه«مانی»استولیکن بندهٔ بهزاد ما نیست
«منوهر» پیش این استاد، باریخجل گردد به طرح ریزهکاری
ز رشک کلک مویین سیهروشرضای اصفهانی شد سیهپوش
ز صنع خامهٔ چینی نمودشفرستد فرخ چینی درودش
به پیش ریزهکاریهای نغزشکمالالملک شد آشفته مغزش
رفائیل ار به عصرش زنده گرددبر ِ آن کلک قادر بنده گردد
من ارچه در سخن هستم مسلمبه وصفش عاجزم والله اعلم
بهار اندر سخن گر داد دادستکلامش از دل بهزاد زادست