گنج

بخش ۲۷ - گفتار پنجم در دین و آیین و صفت وجدان

هان بهارا مکوب آهن سردکاندپن دوره نیست مردی مرد
خلق رفتند جانب وجداناصل‌های قدیم شد هذیان
دین و آیین دو اصل عالی بودخلق را زین دو، منزلت افزود
هر دوان ریشه داشت در ایرانآن ز زردشت‌و این‌ز نوشروان
دین اسلام چون به کار افتادهم بنا را بر این دو اصل نهاد
عرب از این دو اصل گشت قویتربیت یافت مردم بدوی
روم هم داشت اصل‌های قدیمبه اروپا نمود آن تقدیم
این تمدن که در جهان باشددین و آیین اساس آن باشد
دین توجه به مبدأ است و معادهست آئین اساس نظم بلاد
اصل‌هایی نهاده شد ز قدیمکه از آن اصل‌هاست ملک قویم
رفت آن اصل‌ها به باد خمولیافت وجدان مقام جمله اصول
ساده و سهل و راحت و آسانچیست دین تو؟ دین من وجدان
سهل و سمحه که گفته‌اند اینستدین وجدان شریف‌تر دینست