گنج

شمارهٔ ۷۲ - در هجو یکی از زن‌های تهران

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ارمیکشند۱۲ بیت
هر شب میان خانه افسر زن ...نامحرمان صلای خبردار می‌کشند
مرد و زن و پدرزن و مادرزن و عروسدر بزم عیش باده گلنار می‌کشند
کدبانوان و دخترکان و عروسکاندر نزد غیر پرده ز رخسار می‌کشند
از بس غریو و هلهله‌، ‌گویی میان جمعنایب حسین را به سر دار می‌کشند
ضرب و غریو و کف زدن خارج از اصولگویی که خرس را سوی بازار می‌کشند
مشدی عباد و قربده و دنبلی ...بر گرد کمان و دف و تار می‌کشند
هرکس که نیم‌شب ز خیابان گذر کنداو را میان خانه به اصرار می‌کشند
کف می‌زنند و هلهله بسیار می‌کنندمی می‌خورند و عربده بسیار می‌کشند
همسایگان خستهٔ مسکین ز خواب خوشبرجسته فحش داده و سیگار می‌کشند
دنبک روان و دایره گرم و رنود مستتا صبحدم ز گردهٔ هم کار می‌کشند
پرسیدم از پلیس محل کاین سرا ز کیست‌؟کآنجا حجب‌، ز چهرهٔ اسرار می‌کشند
نرمک جواب داد که هست این حرمسرابازار ... فروشی و ... جار می‌کشند